يک کبريت اصلا نمی گيرد . دومی جرقه دارد . سومی ميگيرد و خاموش ميشود . چهارمی قدری از چوبش ميسو زد . پنجمی نصفش ميسوزد ٬ تا پای خود را روی آن بگذاريم . ششمی را بايد خاموش کرد ٬ هفتمی را خاموش نشده دور می اندازيم٬ هشتمی را دور دور انداخته ايم باز هم می سوزد٬ تا پای خود را روی آن بگذاريم و خاموش کنيم ٬ نهمی چراغی را روشن می کند ٬ دهمی زندگی را به آتش می کشد و احتمالا جانداری هم میسوزد . زندگی ما هم همينطور است ٬ خود را طلبکار کسی ندانيم ٬ کسی هم در قبال زندگی ما مسئوليتی ندارد٬ تا هر جا پيش رفتيم ٬ رفتيم ٬ و هر جا خاموش شديم ٬ شديم............              غ ـ ذ

وقتی ديدمش خيلی ضعيف شده بود به زور سرش را بالا آورده بود تا بتواند چشم های خمار و اون پلکهای ورم کرده اش را باز کند  ...فقط نگاش می کردم و افسوس می خوردم .از بس به خودش مر فين زده بود تمام دستش کبود شده بود و ورم کرده بود . شده بود يه مرده متخرک ...قدرت تصميم گرفتن و حرکت کردن نداشت فقط و فقط مر فين....مرفين بود که به جای خون تو رگهايش جاری بود....خدايا کمکش کن.....فقط تو می تونی کمکش کنی ........ فقط تو............

                                   * * * * * *

در اينجا از دوست عزيزم به خاطر متن زيبای بهار کمال تشکر را دارم و برایش آرزوی سلامتی و موفقيت ميکنم .

 

/ 76 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد (آموزش زبان انگلیسی)

- سلام. من هم ز شما ممنونم که به وبلاگم سر زدید. امیدوارم مطالبش برای شما مفید واقع بشه. این دفعه در مورد تفاوت بین زبان انگیسی بریتانیایی و زبان انگلیسی آمریکایی نوشتم که امیدوارم براتون جالب باشه. راستی تبادل لینک می کنید؟ اگه حاضرید بگید تا من اول لینک شما رو بگذارم. خدانگهدار

نيايش

سلام نازي جون متن تورو خوندم ولي متوجه نشدم روي صحبتت با كي هست. ولي پست قبلي شعر خيلي قشنگي بود

من و همسرم

از کی نوشتی .... واقعا دنيای مرفين بسيار وحشتناک ... اما اينکه ما مسئول نيستيم را قبول ندارم ... نمی توانيم سر خود کلاه بگذاريم ... ما همه مسئوليم .... اصلا ولش کن ... نمی دونم چرا نتونستم باقی حرفامو بگم ... راستی سلام

مسیح

سلام متنی که نوشتی عالی بود به منم سر بزن . اگه اجازه بدی متن کبريت رو بر ميدارم اما منبع رو مينويسم . من منتظر لجازت ميمونم هر وفت که ok دادی بعد مينويسم . به منم سر بزن . يا علی .

maryam banou

سلام ... خوبی؟ممنونم از نظر لطفت متن اخیر شما هم بسیار قشنگ بود نامه ای به خدا...

hamzeh

سلام به نازنین عزیز/با یک کار سپید دیگه در آستانه ی کلبه ایستادم و منتظرم که بیای و بخونی و نظرت رو بهم بگی/.../منتظرم که بیایی و خورشید رو بیاری با خودت/قربان تو/حمزه

عاشق خجالتی

سلام دوست عزيز اپ کردم شايد اخرين اپم باشه چون شايد ديگر در اين دنيا نباشم بای.

شاهد

سلام دوست عزيز مطالبت جالب بود به من هم سری بزن

شاهد

دوست من مطالبت رو خوندم جذاب و جالب بود.