وحشت

هر وحشتی را می توان به صورتی وصف کرد
برای هر رنج و غمی می توان انتظار پایانی داشت زیرا در زندگی جایی برای رنجهای بی پایان نیست اما این بار بار رنج بشر از حد زندگی و از حد زمان ومکان بیرون است زیرا حیات بشر به صورت ظلمتی جاودانی در آمده است.امروز ما چنان آلوده ایم که با هیچ وسیله ای رنگ آلایش را نمی توانیم سترد
آخر امروز روح ما . خانه ما. شهر ما نیست که آلوده شده است امروز سر تا سر جهان آلوده است.
فضا را از آلایش اهریمنی پا ک کنید .آسمان را تصفیه کنید. باد را بشویید !سنگ را از روی سنگ بردارید ! بازو را از استخوان جدا کنید!گوشت را از روی استخوان بکشید!همه را بشویید !
سنگ را بشویید !استخوان را بشویید! مغز را بشویید! روح را یشویید! همه را...............


برای تو می نویسم دوست عزیز
تو به من گفتی من اول باید خودم را ارشاد کنم بعد دیگران را..........اینو بدون که من قصد این کار را نداشتم و نخواهم داشت فقط نگرانت بودم همین.........


/ 76 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسين

سلام رفيق وبلاگ قشنگی داری،معلوم براش خيلی زحمت کشيدی. وبلاگ ما هم بدك نيست يه سری به ما بزنين،خوشحال می شيم. اميدوارم موفق باشي.

مريم اختياري

دوست عزيزم سلام اميدوارم حالت خوب باشه ممنون که هميشه به وبلاگم سر ميزني وبلاگم رو بعد از يه حادثه آپ کردم اگه بياي ميفهمي چي شده من از نو شروع کردم منتظرت هستم تنهام نزار آرزومند آرزوهايت : مريم اختياري

بانو

با دو مطلب تازه به روزم. بيا ديگه

امير

نازنين ........... همين قدر که به فکر اون دوست عزیزت بودی بايد خوشحال باشه.............شاد باشی عزيز

سهراب

سلام بر نازنين! به روزم و شادمان از آمدنت!

اروس

نازنين من به روزم. اگر تشريف اورديد. . .