آواز پر جبرئیل

اینجا نازنین می نویسد.

 
حرف دل
نویسنده : نازنین - ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳۸٦
 
می دانم که می خوانی برای همین می نویسم .
شاید به نظرت سریال اغما خیلی مزخرف باشد .اما تو خودت می دانی همان شیطانی؟
همان شیطانی که با آمدنش خانه را برایم ویران ساخت
تو همه چیز را از من گرفتی می دانی که چه می گویم.......تمام افکار و عقیده ی پو چ و مزخرفت را انتقال دادی و می دهی..........چطور به خودت اجازه می دهی با زندگی من بازی کنی ..........من خیلی کارها می توانستم بکنم اما نکردم چون اگرمن هم تلافی می کردم با تویی که شیطانی چه فرقی داشتم؟خیلی سادگی کردم و باید چوب این سادگی را بخورم و تحمل کنم .
خدایا می بینی انسانهایی که آفریدی چه طور مثل حیوان درنده به جان هم می افتند؟
می بینی؟
تو خوش حال باش چون به هدفت رسیدی ولی فکر آخرش را کردی؟
فقط یه آرزو دارم و آن هم این است که خدایی که نظاره گر کارهایت بوده حق من را از تو بگیرد اما نه آن دنیا!!!!!!!!!!!
خدایا حرف دارم خیلی زیاد ...........از تو می خواهم که شیطانی چون خودش سر راهش قرار بده تا روزی بفهمد که با من چه کرده است.
حالا فهمیدی که خودت یک شیطان هستی و طرف مقابلت هم ایقدر ایمانش سست هست که به حرفهای پوچ تو گوش می دهد.بازهم ادامه بده و خوش حال باش............خوش حال باش

 
comment نظرات ()