آواز پر جبرئیل

اینجا نازنین می نویسد.

 
برای تو می نویسم
نویسنده : نازنین - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸٦
 
نمی دانم برایت چه بنویسم؟هر چه بنویسم هنوز تمام احساسات خود را باز گو نکرده ام .کاش امشب خودت پیشم بودی در این اتاق تنها که هیچ چیز جز صدای ضعیف نفسهای خودم سکوت آنرا بهم نمی زند در کنارم نشسته بودی ....با تو حرف می زدم
می دانی تو تنها مردی هستی که من تو را واقعا دوست دارم ........شاید خیلی ها به تو گفته اند دوستت دارند........خیلی ها وسوسه ات کرده اند اما دوست داشتن من گناه آلود نیست .
من از روی صداقت حرف دلم را می زنم نه از شکستن غرورم باکی دارم و نه از گفتن جمله دوستت دارم احساس حقارت می کنم.
برایت می گو.یم که امشب گناه بدی را مرتکب شده ام!!!!!!!!!فکر بد نکن آنچه کرد ه ام گناه نیست حق طبیعی و مسلم من است ولی نمی دانم چرا احساس بدی دارم و از گفتنش شرم دارم.
می دانی من عکس تو را بوسیدم و به جای خودت در آغوش کشیدم نمی دانم چه مدتی به همان حال باقی بودم..........نمی دانی چه قدر ناراحتم به خدا از این عمل آنقدر احساس شرم می کنم که دلم می خواهد بمیرم..........بعد به چشمانت نگاه کردم انگار مرا سر زنش می کردند گریه ام گرفت از خودم بدم آمد ........به یاد آوردم که ما دیگر با هم نیستیم یعنی جدا از هم هستیم
هیچ وقت این جمله ات یادم نمی رود ( مگر من آدامس و شکلات هستم که مال تو باشم)
من نگفتم مال من باش گفتم همراهم باش...........................



 
comment نظرات ()
 
 
وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
نویسنده : نازنین - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱٤ فروردین ۱۳۸٦
 
من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم
وقتی فایده ا  ی نداره غصه خوردن واسه چی
واسه عشقهای تو خالی ساده مردن واسه چی
نمی خوام چوبه حراجی رو به قلبم بزنم
نمی خوام گناه بی عشقی بیو فته گردنم
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزومه آماده شم
یا یه موجود کم و با افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط
بدو خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدا چه قدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دل و با خودت نبین
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزمه آماده شم
یا یه موجود کم و پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
این همه چرخیدیو  چرخوندی آخرش چی شد
اون بلیط شانس بگو قسمت کی شد
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست
این همه تلسم و بکرجای خوش دنیاکجاست
نمی خوام در به دره پیج و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجوده کمو پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

                                                                            خواننده :رضا صادقی

 
comment نظرات ()
 
 
عدالت
نویسنده : نازنین - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ٧ فروردین ۱۳۸٦
 

گفت روزی به من خدای بزرگ

نشدی از جهان من خشنود!

این همه لطف و نعمتی که مراست

چهره ات را به خنده ای نگشود!

این هوا٬ این شکوفه٬ این خورشید

عشق٬ این گوهر جهان وجود

این بشر ٬ این ستاره٬ این اهو

این همه دیدی و نیاوردی

همچو شیطان ٬ سری به سجده فرود!

در همه عمر جز ملامت من

گوش من از تو صحبتی نشنود!

و ین زمان هم در آستانه مرگ

بی شکایت نمی کنی بدرود!

گفتم آری درست فرمودی

که درست است هر چه حق فرمود

خوش سرایی ست این جهان٬ لیکن

جان ازادگان در آن فرسود

جای این ها که بر شمردی٬ کاش

کاش در جهان ذره ای عدالت بود.

                                                 

                                                                   فریدون مشیری


 
comment نظرات ()