آواز پر جبرئیل

اینجا نازنین می نویسد.

 
 
نویسنده : نازنین - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٥
 

هنگام غروب خيلی دلش می گرفت نشسته بود و فقط به گذشته فکر می کرد.امروز حا لش بهتر شده بو د  ديگر د ر آ تش تب نمی سو خت شعله ا ی که شب قبل در جا نش ز با نه می کشيد به سردی خاصی تبد يل شده بو د بطرز عجيبی ضعيف شده بود دلش بستر گرم و بد و ن مزاحم می خواست مکان خلو تی تا سر به زا نو بگذارد و کمی فکر کند به ز ندگيش ٬ به گذشته های دور و محو شده ٬ به ديگران و ......سالهای دور و نزديک مانند فيلمی از مقابل چشمانش می گذشت هر چه دقت می کرد تا بلکه نقطهء روشنی در سالهای گذشته زندگيش ٬ سا لهايی که تا مدتی بيش برايش روشن بود پيدا کند ٬  ا ما نمی توانست......يک باره يادش آمد به قسمتی از سا لهای کودکيش ياد آن روزی که دختر کوچولوی ده ساله ای  بو د و هر چه را می خو ا ست پدر و مادر نمی توانستند برايش فراهم کنند . پدر و مادر خوب می دانستند در حدی نيستند که نياز فرزندشان را به تکامل برسانند از اين رو مادر به فکر چاره ای افتاد و صندوقچهء زيبايی به دخترش هديه د ا د تا اول هر ماه چيزی بگيردو پنها ن از چشم دخترس داخل آ ن بگذارد . ا و وقتی درش را باز می کرد با اين که هديه خيلی کو چک بود از خوشحا لی فرياد می ز د و شادی می کرد از آن روز به بعد نام صندوقچه را گذاشت صند و قچهء آ ر ز و ها........سالها گذشت و گذشت ديگر بزرگ شده بود و صند و قچهء آرزوها به فراموشی پيوسته بود...........باز به نقطه ای خيره شد و به گذشتهء نه چندان دور سير کرد ......روزی که برايش اتفاق بدی افتاده بود و نا اميد و دلشکسته در گوشه ای از اتاق نشسته بود مادر به سراغش آمد و با نگاهی مهربان صندوقچه را به او داد لبخندی زد و تنهايش گذاشت. ساعاتی گذشت و آرا م در صندوقچه را باز کرد با حيرت به چيزهايی که در آن بود نگاه می کرد . داخل آ ن يک قرآن ٬ جا نماز ٬ و يک چادر سفيد با گلهای ارغو انی بو د . چشمانش پر از اشک شده بود هرگز اين همه در خود احساس خو شبختی و سعادت نکرده بو د از آنروز به بعد روزی سه بار به سراغ صندوقچه می رفت و با خدای خود به رازو نياز می پرداخت در آن لحظه تمام غم هايش را فراموش می کرد و با ديد بهتر و روشنی به زندگی نگاه می کرد به همين خاطر نام صند و قچهء آرزوها تبديل شد به

                                            صندوقچهء اميدواری

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نازنین - ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٥
 

چند روز پيش داشتم يه کتاب در مو ر د حقو ق زنا ن می خوندم به نام ( زن گوهر آفرينش ) خيلی برام جالب بود همش حرف از حقو ق زنان در جامعه اسلامی بود . بايد بگم فقط کتاب بود چون ما که تا به حال چيزی نديديم فقط شنيديم.....در اينجا بخشی از آن را برايتان باز گو می کنم ( اسلام ٬ زنان را در يک جايگاه بالا و بر جسته و با منزلت قرار داده و آنان را دارای حقوق مشخص و نقش طراز اول بويژه در قوام و دوام خانواده می داند و مرز بنديهای مشخص و فطری و منطقی ميان آنان و مردان بوجود آورده است) خيلی جالب بود مگه نه؟ کدام جايگاه بالا و برجسته لااقل ماهها که چيزی نديديم يعنی جايگاهی نبوده و نيست . و يا اين قسمت...( آنهايی که زن را تشويق می کنندکه خود را به گونه ای آرايش بدهد که مردهای کوچه و بازار به او نگاه کنند و غرايز شهوانی خودشان را ارضاء کنند بايد از خودشان دفاع کنند که چرا زن را تا اين حد پايين می آورند و تذليل ميکنند ؟ راستش آرايش و رسيدگی که بايد باشه چون اگه نباشه اصلا کسی اهميت نميده يعنی تو جامعه ما اينطوری است که هر چی ژيگول تر باشی زودتر کارت پيش  می ره ....يادمه برای امتحان راهنمايی و رانندگی که رفته بودم دختر خانمی که خيلی خوش تیپ و آرايش غليظی داشت همراه ما بود اين قدر نا وارد بود که از من سوال می کرد راهنما زدن يادم رفته می شه به من بگين خوب منم براش توضيح دادم .موقع امتحان افسره تمام حواسس به اون بود با اين که درست کار نمی کرد  قبول شد ولی منه امل رد شدم چون مغنعه سرم بود ! ! ا بگذريم......شما آيا تا حالا به حقوق زنان فکر کرده ايد و يا اصلا چيزی شنيده ايد ٬ آيا سعی کرده ايد کمی به حقوق مادرتان ٬ خواهرتان ٬ همسرتان توجه کنيد ...چه قدر حمايت کرده ايد ؟ می دونم که هيچی......شما آ قايون فقط به حقوق خودتان فکر می کنيد که اونم با يک فيش آخر ماه است که تمام و کمال پرداخت می شه و ديگه کاری به چيز ديگه ندارين ....واقعيت امر اين است که حقوقی برای خانمها هست ولی فعلا بين علما از چند و چون و چگونگی پرداخت آن اختلاف است که اميدوارم به زودی زود حل شود ......در يک جا خواندم که خانمها میتونن اگه بخوان بابت شير دادن به بچه هم حق و حقوقی داشته باشن ولی کو؟؟ بيچاره خانمها ...و يه چيز ديگه اومدن مهريه را عندل مطالبه کردن و قرار شد در موقع عقد پرداخت کنند که اونم ما خيلی خوب می دانيم اون موقع چه خبرا که نيست و هيچ کس به فکر مهريه نيست از باقی مسايل هم که نياز نيست که ياد آ وری کنم پس ديگه هيچی نمی مونه که بخوام راجبش حرف بزنم چون حق و حقوقی که وجود نداره فقط يه وعده سر خرمن به خانمها دادن که اونم بهشت برين است حالا اين بهشت کجاست و کی اونو ديده يا اصلا وجود داره يا نداره فقط خدا می داندو بس.....در حال حاضر با همين حقوقه يک جای خواب و سه وعده غذا در روز بايد ساخت تا ببينيم اگر خدا در عالم بعدی که خلق می کند اگر زن را اول آفريد شايد به حقوقی برسيم و اگر باز مرد اول خلق شد منتظر عالم سوم می مانيم.....يعنی اينگار که نه اينگار..........


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نازنین - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٥
 

ای و ا ی بر آ ن د ل که در ا و سو ز ی نيست

                                   سو د ا ز د ه مهر دل افر و ز ی نيست

ر و ز ی که تو بی عشق به سر خو ا هی بر د

                                  ضا يعتر ا ز آ نر و ز تر ا ر و ز ی نيست


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نازنین - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳۸٥
 

امشب حا ل غريبی د ا ر م ٬ ا مشب خيا ل من با شما همرا ه خو ا هد بو د . پا به پا ی  شما راه خواهد رفت و عليرغم شما همه جا مرا از آ نچه در دل شما می گذرد آ گا ه  خو ا هد  ساخت.                                                                                                          ديگر هيچ نمی دانم ٬ هيچ نمی فهمم ٬ دست بيم و بهت بسو ی آ سما ن بلند می کنم . ديگر هيچ را هی نمی بينم ٬ ز ير ا هر چه می بينم تاريکی و خا کستر است !                همه جا ا بر مر گ و تقد ير را می بينم که بر سر م  سايه ا فکنده ٬ ا ما سا عا ت زمانه خو نسرد و بی اعتنا در گذ ر ا ست . نا ا ميد و گريا ن ا ز شب تا صبح سر گر د ا نم .              ديگر هيچ نمی د ا نم ٬ هيچ نمی فهمم ٬ منتظر هيچ چيز خو ب و اميد بخشی نيستم . مثل کودکی فر ياد زنا ن سراغ ما درم را می گيرم ٬ دير زمانی ا ست که خد ا در را بر و يم بسته و مر ا در تا ر يکی و خا مو شی تنها گذا شته..........


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : نازنین - ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳۸٥
 

 

بيشتر سختيهای زندگی در اين است که می کو شيم از حقيقت آ ن بگر يز يم .

                                                                                             غ ـ ذ


 
comment نظرات ()